السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
60
تفسير الميزان ( فارسي )
متخاصم به ميان مىآيد ، و بدون اينها صحنه پايان نمىپذيرد . بله اگر از اين معنا چشمپوشى كنيم ، براى ظاهر شدن اعمال آدمى در روز رجوعش به خداى سبحان تنها اذن او كافى است ، و به هيچ يك از مطالب مذكور حاجت نيست - دقت فرماييد . * ( « بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِنْ هذا وَلَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِكَ هُمْ لَها عامِلُونَ » ) * مناسب با سياق آيات اين است كه كلمه « هذا » اشاره به اوصافى باشد كه خداى سبحان در آيات قبل براى مؤمنين آورد كه يكى از آنها مسارعت در خيرات بود . ولى ممكن هم هست بگوييم اشاره به قرآن كريم است ، و اين احتمال را جمله بعدىاش : * ( « قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ » ) * تاييد مىكند . كلمه « غمرة » به معناى غفلت شديد و يا جهل شديدى است كه صاحبش را فرا گرفته باشد ، و جمله * ( « وَلَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِكَ » ) * بيان حال كفار است كه در عمل و اوصاف نقطه مقابل مؤمنين هستند ، و معنايش به طور كنايه اين است كه : كفار شاغلى دارند كه ايشان را از خيرات و اعمال صالح باز داشته نمىگذارد موفق به آن شوند ، و آن شاغل عبارت است از اعمال زشت خبيث . و حاصل معناى آن اين است كه : كفار نسبت به اين اوصافى كه براى مؤمنين برشمرديم در غفلت شديد - و يا در جهل شديد - هستند و در مقابل ، اعمال زشت و خبيثى دارند كه همواره مرتكب مىشوند و آن اعمال شاغل و مانع ايشان است از اينكه عمل خير كنند . * ( « حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفِيهِمْ بِالْعَذابِ إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ » ) * كلمه « جؤار » - به ضمه جيم - به معناى آواز وحوش از قبيل آهو و امثال آن است ، آوازى كه در هنگام فزع در مىآورند ، و اين تعبير در آيه شريفه كنايه است از اينكه مترفين وقتى گرفتار عذاب مىشوند صدا به استغاثه و تضرع بلند مىكنند بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند مراد از آن ، شيون و جزع است ، ولى آيات بعدى معناى اول را تاييد مىكند . و اگر مترفين را متعلق عذاب دانسته ، از اين جهت است كه روى سخن در آيات قبل آنجا كه مىفرمود : * ( « أيَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِه مِنْ مالٍ وَبَنِينَ » ) * با رؤساى قوم بود كه در لذتهاى مادى افراط مىكردند ، و ديگران تابع ايشان بودند .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 112 .